X
تبلیغات
khorasan agriculture - آللوپاتی و مدیریت علف های هرز

khorasan agriculture

در مورد تولید مثل گیاهان زراعی با خاصیت اثر گذارنده در کنترل علف های هرز باید پژوهش های بیشتری انجام شود. مسلماً اثرات آللوپاتی می تواند به چند طریق در کنترل علف های هرز استفاده شود. یکی از روش ها استفاده از عوامل آللوپاتی در انواع گوناگون علف کش هاست. ریزوبی توکسین یک آللوپاتی دهنده است که توسط نژادی از ریزوبیوم ژاپونیکوم در گره های سویا تولید می شود که باعث زرد شدن گیاهان میزبان می شود. آنونی موز خاطر نشان کرد که ریزوبی توکسین ها به مقدار حدود 30هکتار خاصیت علف کشی دارند.

توانایی کنترل علف های هرز در بعضی گیاهان مانند یولاف، آفتابگردان و سویا گزارش شده است. پوتنام و دی فرانک (1983) تراکم و بیوماس بسیاری از گونه های علف های هرز را با استفاده از بقایای سورگوم، جو، یولاف، گندم و چاودار کاهش دادند.

به منظور مقایسه تأثیر دگرآسیبی مقادیر مختلف بقایای گندم، جو، گلرنگ و آفتابگردان در کنترل علف های هرز نخود و مقایسه آن با کنترل شیمیایی آزمایشی در ایستگاه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی اردبیل در سال 82 تحت شرایط دیم انجام شد. در این آزمایش تعداد و وزن خشک علف های هرز به طور معنی داری کاهش نشان داد و از نظر عملکرد نخود نیز اختلاف معنی داری بین تیمارها مشاهده شد.

لیتر(3-1982) اورلند خاطر نشان کرد که برای جلوگیری از رشد علف های هرز معمولاً از کاشت گیاهان (پنهان کن) استفاده می کنند. بعضی از آنها شامل جو، چاودار، سورگوم سودان گراس، شبدر شیرین و آفتابگردان و جو می باشد. او عقیده دارد که جو ممکن است در حذف علف های هرز در مزرعه موفق باشد، زیرا علاوه بر اثرات رقابتی تولید سمومی نیز می کند. ترشحات ریشه ای محلول جو، سبب ممانعت مشابهی در جوانه زدن و رشد گونه های دیگر نیز می شود و نشان دهنده دارا بودن ماده یا مواد ممانعت کننده است. گیاهان زنده و ترشحات ریشه های زنده ممانعت بیشتری نسبت به آبشویی ریشه های مرده گیاهان که ترشح فعال متبولیکی آللوپاتیک را تقویت می کنند، دارند. شناسایی ممانعت کننده ها نشان دهنده حضور آلکالوئیدها با غلظتی بیش از میزان مشابه در ریشه هاست. آلکالوئیدهایی که توسط جو تولید می شوند حتی با غلظت نسبتاً کم در محیط غذایی از رشد سویا جلوگیری می کنند.

کیارستمی و همکاران(1386)، توانایی آللوپاتیکی گندم زراعی(Triticum aestivum) در کنترل علف های هرز چچم سخت(Lolium rigidum) و جو وحشی(Hordeum spontaneum) را مورد بررسی قرار داد. آنها 10رقم گندم به نام های اترک، استار، دز، پیشتاز، چمران، داراب2، شیراز، شیرودی، مرو دشت و تجن را جهت بررسی انتخاب نمودند و اثر آنها را بر جوانه زنی و رشد طولی این علف های هرز بررسی کردند و مشاهده نمودند که دو رقم چمران و پیشتاز، جوانه زنی و رشد طولی برگ و ریشه، وزن تر و خشک برگ و ریشه جو وحشی و چچم سخت را به طور معنی داری کاهش دادند و دو رقم مرودشت و استار کمترین آللوپاتی را داشتند.

راشد محصل و همکاران(1388) در آزمایشی که در مزرعه دانشگاه فردوسی مشهد انجام دادند، اثر آللوپاتیک برگ و بنه زعفران[1] را بر تاج خروس و سلمه تره مورد بررسی قرار دادند و مشاهده کردند که میزان حساسیت سطح برگ تاج خروس خصوصاً در مقابل عصاره برگ زعفران به میزان قابل توجهی بیشتر از علف هرز سلمه تره بود و غلظت بالای عصاره اندام های مختلف زعفران سطح برگ تک بوته دو علف هرز تاج خروس و سلمه تره را به طور متوسط به ترتیب به میزان 55و33درصد کاهش داد. در مورد هر دو علف هرز، افزایش غلظت عصاره، کاهش وزن برگ تک بوته را به دنبال داشت و میزان این کاهش برای علف هرز تاج خروس در شرایط تیمار با عصاره حاصل از برگ بیشتر از عصاره بنه زعفران بود. درمجموع، برای علف هرز تاج خروس، تأثیر بازدارندگی عصاره برگ و در مورد سلمه تره، تأثیر کاهندگی عصاره بنه بیشتر بوده است.

راه دیگری که در کنترل علف های هرز به وسیله آللوپاتی ممکن است استفاده شود، به کار بردن بقایای علف های هرز یا گیاهان زراعی به عنوان مالچ در یک دوره زراعی است که بقایای محصول اثرات آللوپاتیک در مزرعه می گذارند. در میشیگان چند گیاه پوششی بهاره و پاییزه را آزمایش کردند. این گیاهان به وسیله علف کش گلی فسفات پاراکوات یا سرما خشک شده بودند.

در مزرعه، سورگوم می تواند به منزله یک گیاه زراعی پوششی یک ساله تابستانه و یا یک گیاه علوفه ای یا دانه ای مورد استفاده قرار گیرد. وقتی به بقایای سورگوم اجازه داده می شود تا روی سطح خاک باقی بمانند در سیستم های بدون شخم و یا وقتی آنها درون خاک به منزله کود سبز شخم زده می شوند، دارای پتانسیل قوی فعالیت کنندگی از رشد علف های هرز را از خود نشان می دهد. اورلند(1966) توضیح داد که سورگوم به منزله یک گیاه خفه کننده برای مورد فشار قرار دادن جمعیت علف های هرز در تمام مدت استفاده می شود.

پانوسیک نشان داد که سورگوم برای جوانه زنی بذور 10 تیپ از علف های هرز در پتری دیش سمی بوده است. در آزمایش دیگری، در شرایط مزرعه ای، وقتی سورگوم در مجاورت علف های هرز رشد می کند، در ماده خشک علف های هرز کاهش معنی داری نسبت به تولید آنها در شرایط تک کشتی مشاهده می شود.

برلند (1996) اثر سمیت بقایای گیاهان پوششی تازه و تجزیه شده را مورد بررسی قرار داد. وی مشاهده نمود که روز پس از جوانه زدن و پر شدن علف مرتعی ایتالیایی اثر سمیت در خاک مشاهده می شود. در مطالعه زیست شناسی بر روی بذور جوانه زده، مشاهده شد در حالی که ری گراس در پاییز زیر خاک رفته باشد و عملیات خاک ورزی انجام شده باشد، درصد جوانه زنی تا 45% کاهش می یابد، جوانه زنی با گیاه تازه و سبز علف مرتعی و شبدر سفید به ترتیب جوانه زنی را به میزان 64% و 15% کاهش داد. در پایان نتیجه گرفته شد که کاهش جوانه زنی، توسط سموم گیاهی حاصل از بقایای تازه بیشتر بوده و این مواد در یک مدت 4-3 هفته ای در شرایط موازی در دمای 15 درجه سانتیگراد به صورت کامل تجزیه می شوند.

لی تر(1982،1983) در طول 5 سال تناوب کشت یولاف و آفتابگردان مطالعاتی کرد. تراکم علف ها در همه قطعات افزایش یافت، اما میزان افزایش علف ها در زمین هایی که یولاف به تنهایی بود به طور قابل توجهی بیشتر از قطعاتی بود که یولاف و آفتابگردان به صورت دوره ای کشت می شدند. او اعتقاد داشت استفاده از گیاهانی که آللوپاتی را افزایش می دهند، استعمال علف کش ها را محدود می کند و برای کنترل علف های هرز در آینده برای گیاهان زراعی در اوایل فصل مفید است.

راه دیگر آللوپاتیک که هنوز در کنترل علف های هرز می توان به کاربرد، استفاده از گیاهان همراه است که به طور انتخابی بر بعضی علف های هرز اثر آللوپاتی دارد، بدون اینکه به طور محسوسی تغییراتی در رشد گیاهان زراعی به وجود بیاورد. هونتر رد آزمایش های باغی دریافت که tagetes minuta ریشه های علف های هرز را نابود می سازد.

البته در بحث کنترل علف های هرز توسط خاصیت آللوپاتی باید به یک نکته توجه نمود و آن مقاومتی است که ممکن است گیاه هرز به مواد آللوپاتیک پیدا کند. بارها مشاهده شده که گیاهان هرز به علف کشی مقاومت حاصل نموده اند و ممکن است این پدیده در مقابل ترکیبات آللوپاتیک نیز رخ دهد. البته این سازگاری معمولاً در اثر مصرف مداوم آن رخ می هد.

اگر گونه ها به مواد آللوپاتیک سازگاری یافته و مقاومت پیدا کنند، آنگاه این گونه های مقاوم جمعیت غالب را تشکیل خواهند داد. مثل شاه پسند درختچه ای(Lantana camara).

با مرگ گیاه تاتاری(Carduus nutans)، برگهای در حال تجزیه آن مواد آللوپاتیکی را آزاد می کنند که تنها موجب سرکوب یا مرگ شبدر سفید(Trifolium repens) می شود. در حالی که شبدر سفید نیتروژن خاک را افزایش داده و از بین رفتن آن از میزان نیتروژن قابل دسترس برای تمامی گونه های دیگر می کاهد؛ تاتاری ممکن است کمتر تحت تأثیر فقدان نیتروژن قرار بگیرد و از کاهش رقابت ناشی از گونه های دیگر سود ببرد، از این رو جمعیت های تاتاری به طور وسیعی افزایش می یابند.

منابع

۱) Narwal, Shamsher S. 2004. Allelopathy in crop production. Scientific publishers (India).

۲) میقانی، فریبا. 1382. آللوپاتی (دگرآسیبی): از مفهوم تا کاربرد. انتشارات پرتو واقعه.

۳) عباس دخت، حمید و محمدرضا چائی چی. 1382. پتانسیل اثر آللوپاتیک کاه و کلش ارقام نخود سیاه بر جوانه زنی و رشد سورگوم (Sorghum halepense)، سویا (Glycine max) و آفتابگردان (Helianthus annuus). مجله علوم کشاورزی ایران. جلد34، شماره3.

۴) قربانی، رضا، م.ح. راشد محصل، س.الف. حسینی، س.ک. موسوی، ک. قالی باف (1388) مدیریت پایدار علف های هرز. انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد.

۵) حجازی، اسدالله .1379. آللوپاتی، خودمسمومی و دگرمسمومی . انتشارات دانشگاه تهران. چاپ اول

۶) حجازی، اسدالله، الف. دادی، ح. ایران نژاد، غ. اکبری. 1387. اصول و شیوه های کاربردی مواد شیمیایی آللوپاتیک در اکولوژی (بوم شناسی). انتشارات دانشگاه تهران.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 23:34  توسط ب. بیچرانلو  |